خرید بک لینک
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:02

ای خداوند مرا به کار وادار و به کار من برکت بده، در آغاز و در میانه و در پایان. زیرا اگر تو مرا به کار نخوانی، من کار نمیکنم. تویی که رخصتِ کار میدهی. تو میتوانی با بیماری و با اندوه مرا زمینگیر

برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:02

بعدِ چهارپنج روز تلگرامم چند دقیقه وصل شد. پیامها را میخواندم. دوستی نوشته بود: رنجهای ما برای تاریخ تکراریاند.

یکی این. دیگر این سخنِ یوحنا که کلماتش آن روز مثل سنگ که ببارد، ناگهان بر سرم ریختند.

“در محبّت ترس نیست؛ بلکه محبّتِ کامل ترس را بیرون میراند. زیرا ترس از مکافات سرچشمه میگیرد. و کسی که میترسد در محبّت به کمال نرسیده است.”

و دیگر این مصرعِ عجیبغریبِ عطار که

درد بر من ریز و درمانم مکن

برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:02

صفحه بندی